با دانش آموزی که به سادگی با سایرین ارتباط برقرار نمیکند و به قول معروف خجالتی است، چگونه رفتار کنیم؟ قبل از هر اقدامی، پاسخگویی به چند سؤال میتواند راهگشا باشد. رفتار دانش آموز را مشاهده کنیم و ببینیم آیا او همیشه کناره گیر است یا فقط بعضی اوقات؟ چه شرایطی مسبب رفتار خجالت زده در کودک میشود؟ عملکرد او در گروه بهتر است یا به صورت انفرادی؟ آیا او به بازی با بچه ها علاقه دارد، اما از همراهی با آنها به شدت میترسد؟ اولین گام در مواجهه با کودک خجالتی، پذیرش اوست. احساسات دانش آموز را بشناسید و اجازه دهید خودش باشد. بی تفاوت نبودن نسبت به احساسات و علاقه های کودک به شما امکان میدهد با او ارتباط برقرار کنید. با این کار میتوانید اعتماد به نفس او را تقویت کنید. اگر احساس کردید دانش آموز در موقعیت های سخت و مبهمی قرار گرفته است، او را یاری کنید تا بر ترس خودش غلبه کند. اگر او سعی کرد اما نتوانست، به او بگویید همچنان «دوستش دارید».

پرخاشــگری نســبت به کودکــی که با ترس هایــش درگیر اســت، بــه هیچ وجه مناســب نیســت. با کــودک دربــارهی ترس هایــش صحبت کنید. بــا این کار از شــدت ترسهای او آگاه شــوید و او را به ارتباطات بیشــتر تشویق کنید. او می تواند با پذیرش، عشــق ورزی، حمایت و تشویق بر ترس های خود غلبه کند. فوق برنامه ها و ساعات تفریحی موقعیت مناسبی هستند کــه میتوان در آنها بــه کودک خجالتی آموزش داد تا بهتر عمل کند. برای این کار می توانید با اجرای بازی های مفرح بین سایر دانش آموزان و ایجاد شور و شوق، انگیزهی لازم را در کودک خجالتی نیز ایجاد کنید. گاهی میتوانید دانش آمــوز خجالتی را با دانش آموزانی که از لحاظ روابط اجتماعی در سطح بالاتری هستند، در گروه های دو نفری قرار دهید و یــا او را با دانش آموزانی که از لحاظ ســنی از وی کوچک ترند، در یک گروه قرار دهید تا از این طریق، ضمن کسب اعتماد به نفس بیشتر، راه های تعامل با سایرین را فرابگیرد. مثلا میتواند به آنها قصه بگوید یا در بازی ها ســرگروه باشد. با ایفای نقش در بازی، مهارت های وارد شدن به اجتمــاع و برقرای ارتبــاط اجتماعی را به او آموزش میدهیــد. ادبیات مربوط به مهارت های اجتماعی را به بچه ها بیاموزید. مثل اینکه به دوستانش بگوید: «آیا من هم می توانم بازی کنم؟»

دادن دستورالعمل های گام به گام و روشن بــه دانش آموز، درباره ی آنچه در گام بعدی باید انجام دهد، بسیار ضروری است. برای این کار معلم میتواند خودش را به دانش آموز نزدیک و به طور انفرادی و با کلمات ساده با وی صحبت کند. برای مثال بگوید: »همه ی ما بعضی وقت ها خجالت میکشــیم. برای مثال وقتی همکالسی جدید را می بینیم، یا به جای تــازه ای میرویم. وقتی کودکان می بینند احساس آنها برای دیگران مهم است، می کوشند بر ترس خود غلبه کنند. نشــان دادن الگوهایی از دانش آموزانی که با دیگران تعامــل و ارتباط خوبی دارند، در راهنمایی کــردن دانش آموز خجالتی مؤثر است. کودک خجالتی میتواند با دیدن رفتار مناسب دیگران، نحوه ی ارتباط مناسب در هر مرحله را به خوبی فراگیرد.

دانش آموز را با تجربیات جدید روبه رو کنید. برای مثال، از خانواده ی کودک بخواهید او را به مکان های جدید ببرند تا ترس و هیجان کودک کمتر شود. والدینی که میخواهند کودکشان رفتار اجتماعی داشته باشد، باید رفتارهای معاشرتی خود را بیشتر کنند. در نهایت باید به یاد داشته باشیم، برای آنکه دانش آموز خجالتی از «بودن درکنار ســایر دانش آموزان لذت ببــرد»، به «زمان» نیاز دارد تا بتوانــد به راحتی با محیط خودش تعامل کند.

با دانش آموز خجالتی خود چگونه رفتار کردم؟

موضــوع «عزت نفــس و خود ارزشــی» از اساســی ترین عوامل در رشــد مطلوب شخصیت کودکان و نوجوانان است و نبود آن موجــب کم رویی و عامل عقب ماندگی و شکســت و ناکامی در زندگی است. هر کسی ممکن است با موقعیت های ناخواسته و ناخوشــایند رو به رو شود و نتواند با آنها مقابله کند و واکنش مناسبی نشان دهد. کمرویی نقیصه ای جدی در زندگی فردی و اجتماعی اســت. در هــر جامعه، درصد قابل توجهــی از کــودکان و نوجوانــان و بزرگســالان با این اختلال رفتاری و عامل بازدارنده ی رشد شخصیت اجتماعی مواجه هستند.

مهدی، دانش آموز ســاکت و کم تحرک و کم حرف و از لحاظ درسی در حد متوسط اســت. اگر از او ســؤال بشــود هم پاسخ نمیدهد و ســکوت اختیــار میکند. در فعالیتهای کلاسی مشارکت نداشته و اهل بگو و بخند با بچه ها نیست. به دنبال علت مسئله برآمدم.

با توجه به شواهد و مدارک به دست آمده میتوان گفت، مهدی از نظر خانوادگی هیچ مشکلی ندارد و از لحاظ عاطفی و جسمانی نیز مشکلی در وی مشاهده نشد. او از لحاظ درسی نسبتاً خوب، اما گوشه گیر و ساکت است با دیگر دانش آموزان ارتباط اجتماعی نــدارد. از آنجا که عزت نفس پایینی دارد، خیلی زود با چند ســؤال گیج میشــود. خیلی زود می ترســد و در برخورد با دیگر دانش آموزان اصلا صحبت نمیکند.

گردآوری شواهد

ابتدا از دوســتانش در مورد او ســؤالاتی پرسیدم. دوستانش گفتند مهدی در زنگ تفریح با آنها صحبت میکند، اما بســیار کم

مهدی درس های شفاهی را نمیتواند بیان کند، امــا درسهای کتبی را که به صورت نوشتاری هستند، به خوبی و با خط خوب می نویســد و در امتحانــات کتبی معموال موفق اســت. چندبار با خانواده ی او تماس گرفتم و پــدرش را دعوت کردم و جویای علت شــدم. او گفت در خانــه به او توجه میشــود. مهدی فرزند اول خانواده است و در کارهای منــزل هم کمک میکند. از صحبت های والدین متوجه شدم، در منزل او را خیلی به انجام دادن یا ندادن کارها امر و نهی و نیز انتقاد میکنند

با توجه به اینکه مهدی مشــکل جسمی و فیزیکی و درســی نداشــت، علت های احتمالی کمرویی او را نوشتم:

  • تحقیر و تنبیه توســط معلم یا معلمان سال های قبل؛
  • حساسیت بیش از حد خانواده؛
  • نوعی مقابلــه با نگاههای ســؤال انگیز دوستان و اطرافیان؛
  • داشــتن دوســتان کم و ارتباط کم با دوستان در مدرسه و خارج از مدرسه؛
  • کم بودن عزت نفس به دلیل انجام ندادن مسئولیت هایی که به وی سپرده شده بود و سرزنش های بعد از آن؛
  • انتخاب راه های تازه تر به طور موقت.

راهکارهایی را به خانواده و همکاران مدرسه پیشــنهاد دادم و خود نیــز در کلاس این موارد را اجرا کردم:

  1. همــکاری و مشــارکت او را در گروه بندی های کلاس، تشویق کنیم.
  2. مسئولیت های جدید به وی بدهیم.
  3. او را در کلاس و منزل کمرو و خجالتی خطاب نکنیم.
  4. بچه های دیگر را تشویق کنیم در انجام کارهای گروهی کلاس (درسی ـ ورزشی) از او استقبال کنند.

به پدر و مــادر وی توصیه کردم در هنگام خرید و کارهــای بیرون، او را مورد خطاب قــرار دهند و نظــر او را نیز بپرســند. در طول روز هم او را به محیط بیرون از خانه (مسجد، منزل فامیل و …) ببرند.

خودم هم در حین درس دادن از او ســؤال میکردم و بــه ازای انجام کار بهتر و دادن پاسخ صحیح، با ثبت نمره ی مثبت در دفتر کلاس، او را تشــویق میکردم. در بعضی موارد تدریس هم نظرش را می پرسیدم.

پس از گذشــت پنج ماه از سال تحصیلی، دیگر مهدی آن مهدی سابق نبود. درکارها و فعالیت های گروهی و کلاســی شرکت می کرد و همواره پاسخگو بود.

در زنــگ ورزش هم در تیم فوتبال کلاس قرار گرفته بود و بــه خوبی با بچه ها بازی میکرد.

گاهی نیز در مراســم صبحــگاه مطالبی میخواند.

والدین او اذعان داشــتند مهدی در خانه و در برخورد با اقوام و دوســتان بسیار خوب رفتار میکند.

مسئولیت پذیری اش در کلاس نیز بیشتر شده بود. اکنون اعتماد به نفس فوق العاده ای در وجودش به چشم میخورد و در محیط مدرســه با دوستان و همکلاسی های خود رابطه ی خیلی خوبی دارد.

البته ممکن است همیشه رفتار به همین راحتی اصلاح نشود، چون تفاوت های فردی دانش آموزان در این باره تأثیرگذارند.