ضرورت آموزش مهارت های زندگی به دانش آموزان

امروزه بسیاری از والدین می دانند که آموزش مهارت های زندگی در سالهای اولیه فرزندانشان بسیار حائز اهمیت است. یکسری از رویدادها در زندگی وجود دارد که باید کودکان در سنین پایین با آن ها آشنا شوند که در بزرگسالی دچار مشکل نشوند.
از جمله رویدادها ؛ تحمل کردن بسیاری از مشکلات زندگی، ساختن یک زندگی هدفمند ، منعطف در برابر فشارهای زندگی، برقراری ارتباط با افراد جامعه، مدیریت کردن بحران های زندگی و از پس مسئولیت های فردی و اجتماعی در زندگی خود برآمدن و ……

همان طور که می دانیم در برهه های مختلف زندگی با مشکلات زیادی روبرو می شویم که بهتر است از کودکی با بخشی از این مشکلات آشنا شوند تا در بزرگسالی دچار یاس و نا امیدی نشوند. با آموزش چنین مهارت هایی کودکان یاد می گیرند در بزرگسالی با مواجهه رویدادهای مختلف بهترین عکس العمل را از خود نشان دهند.
عقاید، طرز فکر و عادتی که فرد در کودکی با آن ها مواجهه می شود به او کمک می کند که در بزرگسالی چگونه رفتار کند که سبب شکست یا موفقیت آن فرد شود.

در چهار دهه اخیر آموزش مهارت های زندگی به کودکان مورد توجه ویژه ای در جهان قرار گرفته است. اما در کشور ما می توان گفت تقریبا یک دهه است که بر روی آن کار شده است.
مهارت های ویژه ای که در ایران بیشتر به آن می‌پردازند، عبارت است از ؛ مهارت تفکر خلاقانه، مهارت تصمیم گیری، مهارت حل مسائل، مهارت ارتباط موثر با دیگران، مهارت چگونگی مقابله با استرس، مهارت چگونگی مقابله با هیجان ها، مهارت همدلی کردن با اطرافیان، مهارت آگاهی کامل از شخصیت خود و …..

  مهارت های زندگی

 

بهترین زمان آموزش به فرد

آغاز آموزش مهارت های زندگی به افراد، پیش از شروع دوران مدرسه است که برعهده والدین است و در طول دوران مدرسه، سربازی، دانشگاه و حتی در مراحل بعدی زندگی همچنان ادامه دارد. اما متاسفانه طبق آمار کسب شده همچنان عده‌ای از والدین آگاهی کامل و درست در این زمینه ندارند و کودک بدون کمترین آگاهی از مهارت ها وارد دوران مدرسه می شود.
آموزش در دوره کودکی بسیار آسان تر از دوره های دیگر است و در بسیاری از مواقع اگر این دوره از دست برود، دیگر این گونه مسائل در فرد نهادینه نمی شود.

آموزش مهارت به کودکان

مشکل اساسی دیگر این است که در آموزش و پرورش هم متاسفانه هدف اصلی، آموزش مهارت های ابزاری و یا همان یادگیری سواد درس های مختلف است و تمرکز اصلی بر روی آموزش مهارت های زندگی به فرد نیست. همان طور که مشخص است فرد در دوران مدرسه هم فقط در یکسری از زمینه ها مجهز می شود و در مقابل بعضی از رویدادها توان مقابله ندارد و دچار شکست های بزرگ می شود که ممکن است فرد در بزرگسالی به دلیل ناتوان بودن برای حل مسائل به گریه کردن ، کتک کاری ، جار و جنجال دست بزند.

زمان آموزش را جدی بگیریم !!!

باید بدانیم اگر در زمان کودکی وقت و انرژی لازم برای آموزش مهارت های زندگی فرد گذاشته نشده، دیگر در دوره ی نوجوانی فرد هر گونه کوتاهی در این زمینه قطعا در آینده فرد ناهنجاری های بزرگی را به بار می آورد.

فرد از ۱۸ ساگی به بعد دیگر شخصیت فردی و هوش هیجانی اش به ثبات نسبی رسیده و اگر در مقابل رویدادی در زندگیش دچار مشکل شود دیگر به آسانی دوره ی کودکی قابل حل نیست.

البته قابل ذکر است یکسری از مهارت ها همچنان در دوره ی سربازی ، دانشگاه و آموزش های قبل از ازدواج را هم نباید دست کم گرفت زیرا در این دوران فرد با بسیاری از کشمکش های درونی و بیرونی همزمان با گذراندن این دوران مواجهه می شود.

آموزش های صحیح و به موقع در هر دوره ی فرد بسیار حائز اهمیت است و نباید به راحتی از این مهارت های زندگی گذشت تا بتوانیم فردی موفق به جامعه تحویل دهیم و فرد کمتر دچار آسیب های اجتماعی شود.

فواید آموزش مهارت ها به فرد

فواید اصلی آموزش های مهارت زندگی، به فرد و جامعه بر می گردد؛ برای نهادینه کردن این مهارت ها باید در دوره های مختلف زمانی فرد به او آموزش داده شود و هم به صورت تئوری و هم عملی فرد باید با این گونه با مهارت ها روبرو شود تا بتواند بهترین عکس العمل را از خود نشان دهد.

آموزش مهارت در کودکی

متاسفانه فرد در خانواده ، دوران مدرسه، دوران دانشگاه، دوران سربازی و حتی در رسانه ها و اجتماع به طور جدی آموزش نمی بیند و فقط پاس کردن و امتحان دادن دروس برای مدرسه ها و دانشگاه ها الزامی است. فرد تقریبا با هیچ گونه از مهارت ها آشنایی ندارد و در برخورد با مشکلات ممکن است بدترین عکس العمل را از خود نشان دهد که اجتماع و خانواده را در معرض شدید آسیب و خطر قرار دهد.

هدف اصلی آموزش مهارت های زندگی به دانش آموزان

هدف اصلی آموزش مهارت ها به فرد تغییر رفتار و یادگیری بهترین عکس العمل در مواجهه با مشکلات است.
فرد ممکن است در طول دوره های مختلف زندگیش آگاهی های زیادی نسبت به بسیاری از مسائل کسب کند ولی ممکن است تغییر رفتار را به طور جدی آموزش ندیده باشد. به طور مثال فرد از مضرات مصرف سیگار، قلیون و دخانیات آگاهی نسبی داشته باشد و حتی آگاهی از کاهش و ترک کردن مصرف دخانیات داشته باشد ولی آموزش لازم برای استفاده نکردن از آن ( تغییر رفتار ) را نداشته باشد.

آموزش مهارت در سن مناسب

فرد در بسیاری از مسائل می داند که باید با آرامش رفتار کند ولی در مواقع ایجاد مشکلات برای حل مسائل خود از داد و بیداد ، فحاشی و کتک کاری و ….. استفاده می کند و در رفتار خود برای مواقع دیگر تجدید نظر نمی کند و هر بار رفتارهای ناهنجار و مشکل ساز خود را تکرار می کند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو + پانزده =